آموزش ششم ابتدایی
سوالات متن درس و مطالب مربوط به پایه ششم ابتدایی 

با عرض سلام خدمت دوستانی که به بنده افتخار میدن و به این وبلاگ  سر میزنن . بنا به درخواست خیلی از دوستان کد راست کلیک رو غیر فعال کردم تا دوستان بتونن مطالب رو کپی کنن ولی یه درخواست دارم اگه خواستید از مطالب هر  وبلاگی تو وبلاگ دیگه ای استفاده کنید لطفا منبع رو ذکر کنید . با تشکر فراوان

[ جمعه 13 دی1392 ] [ 12:56 ] [ حمیدرضا ذوالفقاری ] [ ]

درس اول هدیه ها ( تنها او )

1 . نظم و هماهنگی که در جهان اطراف ما وجود دارد ، نشانه ی چیست ؟ ج : نشانه ی وجود خدای دانا و توانا و یکتاست .

2 . هماهنگی به وجود آمده در دنیا را برای رشد دانه ی گندم توضیح دهید . ج : یک دانه ی گندم وقتی در خاک قرار می گیرد ، غذای آن از قبل در خاک آماده شده است . دانه برای رشد ، به آب هم نیاز دارد . آب مورد نیاز آن ، به وسیله ی ابرها از بالای دریاها به سوی مزرعه می آید و به صورت باران ، بر زمین می بارد . دانه ی گندم برای رشد ، به نور و گرما هم نیاز دارد که خورشید آن را تامین می کند .

3 . چگونه می فهمیم فاصله ی خورشید و زمین دقیق و حساب شده است ؟ ج : اگر فاصله ی زمین تا خورشید خیلی زیاد بود ، گیاهان و جانوران به خاطر سرما از بین می رفتند و اگر این فاصله خیلی کم بود ، از گرمای زیاد می سوختند .

4 . برای رشد دانه بین چه چیزهایی باید هماهنگی وجود داشته باشد ؟ ج : میان خاک ، خورشید ، ابر و باران هماهنگی شگفت انگیزی وجود دارد .

5 . چگونه ثابت می شود که فقط یک خدا جهان را اداره می کند ؟ ج : زیرا به هر یک از پدیده های این جهان که فکر کنید ، هماهنگی و نظم شگفت انگیزی را مشاهده می کنید .

6 . خداوند در قرآن درباره ی یگانگی و یکتایی خود چه فرموده اند ؟ ج : فرموده اند : اگر در آسمان و زمین ، غیر از الله خدایان دیگری بود ، آسمان و زمین به هم می ریخت . سوره ی انبیاء ، آیه ی 22

7 . آیه ی ( لو کان فیهما ءالههٌ الّا لفسدتا ) از چه سوره ای است و به چه چیزی اشاره دارد ؟ ج : سوره ی انبیاء آیه ی 22 ، به یگانگی و یکتایی خدا اشاره دارد .

8 . آیه ی 22 از سوره ی انبیاء را همراه با معنی بنویسید . ج : لو کان فیهما ءالههٌ الّا لفسدتا ، اگر در آسمان و زمین ، غیر از الله خدایان دیگری بود ، آسمان و زمین به هم می ریخت .

9 . اگر دو خدا جهان را اداره می کردند ، ممکن بود چه مشکلاتی پیش آید ؟ ج : ممکن بود یک خدا بخواهد خورشید از شرق طلوع کند . یکی بخواهد از غرب طلوع کند . یکی بخواهد انسان دو دست داشته باشد و دیگری بخواهد سه دست داشته باشد . یکی بخواهد سال 12 ماه داشته باشد و دیگری بخواهد سه ماه به آن اضافه کند و ...

10 . دو دلیل برای یگانگی خدا بیاورید . ج : اول نظم و هماهنگی موجود در پدیده های جهان و دوم این که اگر خدای دیگری بود ، فرستادگان و پیامبرانش برای معرفی او نزد ما می آمدند .

11 . امام علی (ع) درباره ی یگانگی خدا به فرزندش امام حسن (ع) چه فرموده است ؟ ج : فرموده اند : پسر عزیزم ! بدان که اگر پروردگار تو شریکی داشت ،  پیامبران او نیز نزد تو می آمدند . نهج البلاغه ، نامه ی 31

12 . ..................... میان پدیده های جهان نشان می دهد که فقط ............... خدا جهان را اداره می کند . ج : نظم و هماهنگی ـ یک

 

[ سه شنبه 1 مهر1393 ] [ 22:33 ] [ حمیدرضا ذوالفقاری ] [ ]
آزمونی که مشاهده می کنید برای دانش آموزان و همکاران گذاشته شده تا قبل از تدریس فصل اول از اوضاع درسی خود یا شاگردان خود مطلع شوند . این سوالات میزان آمادگی شاگردان را برای یادگیری فصل اول نشان می دهد . موفق باشید .

    صفحه اول

   صفحه دوم

[ شنبه 29 شهریور1393 ] [ 13:29 ] [ حمیدرضا ذوالفقاری ] [ ]
سلام روی هر لینک کلیک کنید تا فیلمی با زمان 3 دقیقه رو تماشا یا دانلود کرده و مطلب مورد نظر براتون توضیح داده بشه و یادآوری بشه تا با آمادگی وارد پایه ششم بشید .

موفق باشید

اعداد مخلوط و مقایسه آن ها

 

بخشپذیری 3 و 9

 

اعداد مرکب ( ساعت )

 

اندازه گیری محیط دایره

 

ضرب کسر ها

 

معرفی واحد های اندازه گیری

 

کاربرد نسبت و تناسب

 

اندازه گیری مساحت دایره

 

ضرب عدد صحیح در کسر

 

نمایش اعداد اعشاری به صورت کسر

 

ضرب اعداد اعشاری

[ شنبه 25 مرداد1393 ] [ 12:14 ] [ حمیدرضا ذوالفقاری ] [ ]
با سلام خدمت دوستان عزیز می توانید کتاب های ورق زن الکترونیکی را از قسمت لینک دانلود هر کتاب دانلود کنید . 

      لینک دانلود کتاب قرآن

 

     لینک دانلود کتاب هدیه ها

 

       لینک دانلود کتاب فارسی

 

       لینک دانلود کتاب فارسی نوشتاری

 

        لینک دانلود کتاب مطالعات

 

        لینک دانلود کتاب ریاضی

 

         لینک دانلود کتاب علوم

 

        لینک دانلود کتاب تفکر و پژوهش

 

        لینک دانلود کتاب کار و فناوری

 

[ یکشنبه 5 مرداد1393 ] [ 13:7 ] [ حمیدرضا ذوالفقاری ] [ ]
بچه ها اگه میخواهید پدر و مادرتون چند لحظه برگردن به روزهای خوش کودکیشون حتما یا این شعر رو بخونید واسشون یا ازشون بخواهید خودشون بخونن .

امتحان بکنید حتما خوشحال میشن

 

خاطرات كودكي زيباترند
يادگاران كهن مانا ترند


درس‌هاي سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و کلاغ
روبه مكارو دزد دشت و باغ

روز مهماني كوكب خانم است
سفره پر از بوي نان گندم است

كاكلي گنجشككي با هوش بود
فيل ناداني برايش موش بود

با وجود سوز وسرماي شديد
ريز علي پيراهن از تن ميدريد

تا درون نيمكت جا ميشديم
ما پر از تصميم كبري ميشديم

پاك كن هايي ز پاكي داشتيم
يك تراش سرخ لاكي داشتيم

كيفمان چفتي به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هايش درد داشت


گرمي دستان ما از آه بود
برگ دفترها به رنگ كاه بود

مانده در گوشم صدايي چون تگرگ
خش خش جاروي با پا روي برگ


همكلاسي‌هاي من يادم كنيد
بازهم در كوچه فريادم كنيد

همكلاسي‌هاي درد و رنج و كار
بچه‌هاي جامه‌هاي وصله‌دار


بچه‌هاي دكه ی خوراك سرد
كودكان كوچه اما مرد مرد


كاش هرگز زنگ تفريحي نبود
جمع بودن بود و تفريقي نبود


كاش مي‌شد باز كوچك مي‌شديم
لا اقل يك روز كودك مي‌شديم

ياد آن آموزگار ساده پوش
ياد آن گچ‌ها كه بودش روي دوش


اي معلم ياد و هم نامت بخير
ياد درس آب و بابايت بخير

اي دبستاني‌ترين احساس من
بازگرد اين مشق‌ها را خط بزن

 

اینم چندتا عکس واسه کامل شدن خاطرات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بابا و مامانای عزیز امیدوارم تونسته باشم لبخندی هر چند کوچک با یادآوری کودکیتون به لبتون آورده باشم .

 

[ جمعه 3 مرداد1393 ] [ 14:33 ] [ حمیدرضا ذوالفقاری ] [ ]

دانش آموزان عزیز پایه ششم بهتر است زمان را از دست ندهید و در تابستان خود را برای ورود به کلاس ششم آماده کنید . برای آمادگی در ریاضی استفاده از بازی ها و انیمیشن های زیر بسیار مفید است لطفا استفاده کنید .

از صفحه باز شده به کادر سمت راست مراجعه کنید .

از اینجا وارد شوید

 

[ جمعه 3 مرداد1393 ] [ 13:46 ] [ حمیدرضا ذوالفقاری ] [ ]
 

توضيح برخي از آرايه هاي ادبي موجود در كتب فارسی

 

1 ـ تشبيه : مانند كردن چيزي به چيز ديگر است با وجود ويژگي يا ويژگي هاي مشترك .

    هر تشبيه چهار ركن دارد كه عبارتند از : الف : مشبه ( طرف اول ) : چيزي كه آن را به چيز ديگري مانند مي‌كنيم . ب : مشبهٌ‌به ( طرف دوم ) : طرفي كه مشبه را به آن مانند مي‌كنيم . پ : وجه شبه : همان ويژگي مشترك بين مشبه و مشبهٌ به است . وجه شبه را معمولاً از مشبهٌ به مي‌گيرند . هرگاه وجه شبه دور از ذهن باشد تشبيه زيباتر و خيال‌انگيزتر مي شود .  ت : ادات تشبيه : كلمه هايي هستند كه تشبيه را مي سازند از قبيل : مانند ، مثل ، شبيه و ... .

مانند :  « زسم اسب مي‌چرخيد بر خاك    به سان گوي خون‌آلود سرها »  كه در اين تشبيه : سرها مشبه  ، گوي خون‌آلود مشبهٌ‌به ، ادات تشبيه به‌سان و وجه شبه كه برگرفته شده از گوي است ، چرخيدن مي‌باشد .

 ــ گاهي در تشبيه ممكن است وجه شبه يا ادات تشبيه يا هر دو حذف شوند . اگر در تشبيه وجه شبه و ادات تشبيه حذف شود تشبيه بهتر است . گاهي كه اين دو ركن حذف مي شوند ، مشبه و مشبهٌ به به هم اضافه مي شوند ؛ يعني تشبيه به صورت يك تركيب اضافي ( مضاف و مضافٌ اليه ) در مي‌آيد . در اين صورت معمولاً  مشبهٌ‌به مضاف و مشبه مضاف اليه واقع مي‌شود . در اين صورت اين تركيب اضافي را اضافه‌ي تشبيهي مي‌نامند . مانند : كمند شوق كه شوق مشبه و كمند مشبه به است . يا قد سرو يا سرو قد كه در هر دو قد مشبه و سرو مشبهً‌به است .

ـ گاهي مجموعه اي از چند چيز كه باهم يك صحنه را به وجود مي‌آورند ، به مجموعه‌ي چند چيز تشبيه مي‌شود و وجه شبه مفهوم و صحنه‌اي است كه از مشبهً به گرفته مي‌شود كه البته هيچ يك از اجزاي مشبه يا مشبهً به در آن نيست ، به اين نوع تشبيه « تشبيه مركب » مي‌گويند . مانند :

   بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلي     همچو عرق بر عذار شاهد غضبان   ـ سعدي

مشبه مصراع اول و مشبهٌ به مصراع دوم است و همچو ادات تشبيه است و وجه شبه مي‌تواند صفحه اي سرخ رنگ باشد كه چيز گرد شفافي روي آن قرار گرفته باشد .

2 ـ استعاره :

     ـ استعاره همان تشبيه است كه در آن يكي از طرف‌هاي تشبيه حذف شده باشد و طرف ديگر به جاي آن آمده باشد . بر اين اساس دو نوع استعاره به وجود مي‌آيد : الف ـ استعاره اي كه مشبه حذف مي‌شود و مشبهٌ‌به به جاي آن مي‌آيد كه به آن استعاره‌ي آشكار يا مصرحه مي‌گويند . ب ـ استعاره‌اي كه مشبهٌ‌به حذف مي‌شود و مشبه جاي آن را مي‌گيرد و همراه يكي از لوازم مشبهٌ‌به مي‌آيد كه به آن استعاره‌ي مكنيه يا بالكنايه مي‌گويند .

مثال براي استعاره‌ي آشكار : شر كه آن ديد دشنه بازگشاد   پيش آن خاك تشنه رفت چو باد

  توضيح : در اين بيت خاك تشنه استعاره از خير است . ابتدا اين تشبيه در ذهن ما وجود دارد : خير مانند خاك تشنه است . خير مشبه ، خاك تشنه مشبهٌ‌به . سپس مشبه را حذف مي‌كنيم و خاك تشنه را به جاي آن مي‌آوريم . يا از آن برد گنج مرا دزد گيتي   كه در خواب بودم گه پاسباني در اين بيت گنج استعاره از جواني است ( با توجه به درس متاع جواني ) ابتدا تشبيهي وجود داشته با اين عنوان : جواني مانند گنج است . سپس گنج را به جاي جواني استفاده كرده است . يا « چنان بوديم كه گويي در پاليز سعدي مي چريديم » پاليز استعاره از آثار سعدي است .

مثال براي استعاره ي مكنيه :

در بهمن ماه آزادي شكفت . تشبيه مقابل در ذهن ما بوده است : آزادي مانند گل است كه مي‌شكفد . در اين تشبيه آزادي مشبه ، گل مشبهٌ‌به و شكفتن وجه شبه است كه از گل مي‌گيريم و در واقع شكفتن يكي از لوازم گل است . سپس مشبهٌ‌به را حذف مي‌كنيم و مشبه را به جاي آن و همراه با لوازم آن مي‌آوريم .

توضيح : گاهي چيزي كه از لوازم مشبهٌ‌به است با مشبه كه به جاي آن نشسته است يك تركيب اضافي به وجود مي‌آورد كه به اين نوع تركيب « اضافه‌ي استعاري » هم مي‌گويند . همه‌ي اضافه هاي استعاري استعاره‌ي مكنيه اند . مانند : دست روزگار  . به تشبيهي كه قبلاً بوده توجه كنيد : روزگار مانند انسان است كه دست دارد . در اين تشبيه دست يكي از لوازم انسان و در واقع وجه شبه اين تشبيه است . مشبهٌ‌به ( انسان ) را حذف كرده و لوازم آن ( دست ) را همراه مشبه ( روزگار) مي‌آوريم . توضيح اين كه چون مشبهٌ‌به انسان مي‌باشد آرايه‌ي ادبي تشخيص ( انسان‌نمايي ) نيز در اين تركيب استعاري وجود دارد .

3 ـ تشخيص ( انسان نمايي ) : هر گاه به يك موجود غير انسان كار انساني را نسبت دهيم يا اعضاي انسان را به آن ها بدهيم ، از آرايه‌ي ادبي تشخيص استفاده كرده ايم . مانند : گرگ فرياد مي‌زند . هرچند گرگ هم نعره مي‌زند ولي فرياد زدن كار انسان است . يا خشم روزگار كه خشم را به روزگار نسبت داده ايم و اضافه‌ي استعاري ( مكنيه ) و تشخيص ساخته ايم .

4 ـ مراعات نظير : آوردن چند چيز مرتبط باهم از لحاظ نوع ، جنس ، زمان و مكان و ...( حداقل دو مورد ) در يك جمله يا مصراع يا بيت را مراعات نظير مي‌گويند . اين مراعات اگر ساختگي نباشد و سنجيده به كار رود بر زيبايي اثر مي‌افزايد . مانند :

 « ارغوان جام عقيقي به سمن خواهد داد     چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد » ـ حافظ

5 ـ ايهام :

   هرگاه شاعر يا نويسند يك كلمه را حداقل با دو معني ( معني نزديك و دور ) در اثر خود به كار ببرد به گونه اي كه هر دو معني در جمله مناسب به نظر برسد ولي منظور گوينده معني دور آن باشد .

 مانند : گل‌دسته ها و فلك در عنوان درسي از جلال‌آل احمد : گل‌دسته ها 1 ـ گلدسته هاي مسجد 2 ‌ـ بچه هايي كه مانند دسته ي گل هستند . فلك 1 ـ آسمان 2 ـ چوب تنبيه كه در قديم استفاده مي كردند 

يا « در مصراع دوم بيت بالا از حافظ ( چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد ) كلمه‌ي نگران با دو معني به كار رفته است 1 ـ ناراحت 2 ـ تماشا كننده و منظور حافظ حتماً معني دوم بوده است .

6 ـ ايهام تناسب : هر گاه كلمه اي كه در اثر به كار رفته دو معني داشته باشد ولي منظور گوينده تنها يكي از معني ها بوده است و تنها يك معني هم در آن مطلب مناسبت دارد ولي كلمه‌ي مورد نظر با معني ديگر خود ، با توجه به ساير كلمه هايي كه در سخن به كار رفته است مراعات نظير مي سازد ، كه به آن ايهام تناسب مي گويند . مانند :

  « چون شبنم اوفتاده بدم پيش آفتاب     مهرم به جان رسيد و به عيوق برشدم » ـ سعدي

در اين بيت منظور ازكلمه‌ي مهر در اين بيت تنها عشق و محبت و دوستي است و معني ديگر آن يعني خورشيد در مفهوم بيت مناسبتي ندارد ؛ ولي با توجه به كلمه‌هاي آفتاب و عيوق مراعات نظير مي‌سازد و ايهام تناسب است .

 7 ـ سجع :

  اگر در پايان عبارت ها يا جمله هاي يك متن كلمه هايي شبيه قافيه قرار گرفته باشد به آن سجع مي‌گويند . البته سجع انواعي دارد كه عبارتند از : الف : سجع متوازي : كه در آن كلمه ها از نظر وزن ( تعداد بخش‌ها يا هجاها ) و حروف آخر يكسانند .مانند : قربت و نعمت اگر در آخر دو جمله بيايند . ب : سجع مطرف : كلمه هاي كه در آخر جمله هاي متن قرار  مي گيرند فقط در حروف آخر يكسانند و از نظر وزن يكسان نيستند . مانند : بار و خدمتكار .( بازرگاني را ديدم كه صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل بنده و خدمتكار ) پ : سجع متوازن : كه كلمه هاي آخر جمله ها فقط از لحاظ وزن يكسانند . مانند : موجود و واجب در « در هر نفسي كه فرو مي رود دو نعمت موجود است و بر هر نعمتي شكري واجب »

 ــ لازم به ذكر است كه برخي از شعرها نيز داراي سجع هستند كه به آنها شعر مسجع مي‌گويند و سجع هاي وسط هر بيت را قافيه‌ي دروني يا مياني نيز مي‌نامند . البته در شعر لازم نيست در پايان جمله بيايد  و هر جا وزن به شاعر اجازه بدهد ، سجع مي‌آورد . مانند :

   « هنگام تنگ‌دستي در عيش كوش و مستي    كاين كيمياي هستي قارون كند گدا را » ـ حافظ

8 ـ موازنه و ترصيع :

موازنه : هرگاه شاعر در يك بيت كلمه ها را به گونه اي به كار ببرد كه كلمه هاي مصراع اول با كلمه‌هاي مصراع دوم دو به دو سجع متوازن داشته باشند ، از موازنه استفاده كرده است . مانند :

 « چرخ               ارچه             رفيع ،            خاك               پايت    

  عقل                 ارچه             بزرگ ،              طفل         راهت »

ترصيع : هرگاه سجع هاي استفاده شده در يك بيت به گونه اي باشد كه كلمه هاي مصراع اول با كلمه‌هاي مصراع دوم دو به دو سجع متوازي داشته باشند ( يا دو جمله ) ، ترصيع نام دارد . مانند :

  

   « ما                     برون را              ننگريم و                قال را

      ما                       درون را                بنگريم و              حال را »

9 ـ جناس : اگر در يك نوشته ( شعر يا نثر ) دو كلمه به كار رود كه در ظاهرباهم يكسان ولي در معني متفاوت باشد ، جناس مي گويند كه اين نوع از جناس را كه فقط در معني تفاوت دارند و ظاهري كاملاً يكسان ، جناس تام مي نامند . مانند :

    «‌خرامان بشد سوي آب روان ( = جاري )      چنان چون شده بازجويد روان ( = جان )

 البته گاهي جناس ممكن است با يك اختلاف در حروف ( صامت ها و مصوت هاي بلند ) به وجود آيد كه بر اين اساس انواعي پيدا مي كند كه عبارتند از :

الف : جناس ناقص : كه خود به سه صورت وجود دارد : الف ـ 1 : جناس ناقص اختلافي : اختلاف در اول مانند : بام و نام ، اختلاف در وسط مانند : دست و دشت يا بود و بيد و اختلاف در آخر مانند : باد و بار

الف ـ 2 : جناس ناقص افزايشي : افزايش در اول مانند : رنج و مرنج ، افزايش در وسط مانند : چمن و چمان و افزايش در آخر مانند : باد و باده

الف ـ 3 : جناس ناقص حركتي : مانند مُلك و مِلك و مَلَك ، مُهر و مِهر و ... توضيح اين كه در اين نوع جناس صامت ها كاملاً يكسان اند ولي مصوت هاي كوتاه باهم فرق دارند .

10 ـ اشتقاق : برخي اين آرايه را در رديف جناس ها مي دانند ولي چون اختلاف در اين نوع بيش از يك مورد مي شود آن ر اشتقاق مي نامند . حتي گاهي جناس هاي افزايشي را از نوع اشتقاق به حساب مي آورند ؛ يعني دو كلمه مانند رنج و مرنج را هم جناس ناقص افزايشي و هم اشتقاق مي نامند . در هر صورت كلمه هايي كه ريشه ي يكساني دارند يا به نظر مي رسد هم ريشه باشند اشتقاق دارند  مانند : آسايش و آسودم يا طلوع و طلعت و طالع يا رنج و مرنج كه افزايشي هم مي باشد و ...

   « زمشرق سرِ كوي ، آفتاب طلعت تو     اگر طلوع كند ، طالع همايون است » ــ حافظ

11 ـ تلميح :

  اگر نويسنده يا شاعر با كلمه يا كلماتي به داستان ، اسطوره ، حديث يا آيه اي اشاره كند و باعث به خاطر آوردن كل داستان ، اسطوره ، حديث يا آيه شود ، از تلميح استفاده كرده است .

  « جانم ملول گشت زفرعون و ظلم او     آن نور روي موسي عمرانم آرزوست » ـ مولوي

 « پدرم روضه‌ي رضوان به دو گندم بفروخت    من چرا ملك جهان را جوي نفروشم » ـ حافظ

12 ـ تضمين :

   اگر در اثري براي تفهيم بيشتر مطلب عيناً قسمتي از آيه ، حديث ، بيتي ، مصراعي يا سخني از كسي ديگر بيايد ، آرايه تضمين نام دارد .

13 ـ تضاد ( طباق ) :

آوردن چند كلمه در يك بيت يا مصراع يا جمله كه باهم از لحاظ ظاهري يا معنايي متضاد باشند را تضاد يا طباق يا مطابقه مي گويند :

« چه بايد نازش و نالش بر اقبالي و ادباري     كه تا برهم زني ديده نه اين بيني نه آن بيني» ـ سنايي

14 ـ لف و نشر :

اگر نويسنده يا شاعر در قسمتي از سخن خود دو يا چند واژه بياورد و در بخش ديگر آن ها را توضيح دهد ، لف و نشر نام دارد . گاهي كلمه هايي كه مي‌آورد به ترتيب است و گاهي ترتيب ندارد كه در صورت اول آن را مرتب ودر صورت دوم نامرتب مي‌گويند .مانند بيت بالا از سنايي كه در آن ابتدا نازش  ونالش آمده و سپس اقبال كه با نازش و ادبار كه با نالش ارتباط دارد ( اسم و متمم اند ) آمده اند و مرتب اند يا دو بيت زير از فردوسي :

        « به روز نبـــــــرد آن يل ارجمنـــــد             به شمشير (1) و خنجر(2) به گرز(3) و كمند(4)

      بريد(1) و دريد(2) و شكست(3) و ببست(4)       يلان را سر(1) و سيـنـه(2) و پا(3) و دسـت(4)

15 ـ متناقض‌نما ( پارادوكس ) :

  عبارت است از آوردن دو كلمه يا دو مفهوم متضاد به گونه اي كه تضاد آن ها مورد نظر نباشد و مفهوم جديدي كه توليد مي كنند و ذهن آن را مي پذيرد مورد نظرباشد مانند :

   « از تهي سرشار ، جويبار لحظه ها جاري است » ـ مهدي اخوان ثالث ( م . اميد ) كه در اين مثال ديگر تهي بودن يا سرشار بودن مورد نظر نيست .

  « غرش بادها آوازهاي خاموشي را افسارگسيخته كرده بود . » يعني آوازهايي كه به نظر خاموشند

16 ـ مجاز :

   اگر گوينده كلمه اي را در معني حقيقي خود به كار نبرد و منظور از آن چيزي باشد كه جزء يا كل يا همراه آن يا محل يا آنچه در محل است يا ابزار و وسيله‌ي كار يا... باشد ، مجاز مي نامند . مانند :

1 ـ ايران به جام جهاني نرفت . ايران منظور تيم ايران كه در ايران است .

2 ـ صبح بهت زنگ مي زنم . زنگ يعني تلفن كه جزئي از تلفن است .

3 ـ نفسش خيلي تأثير دارد . نفس يعني سخن زيرا نفس سبب سخن گفتن است .

4 ـ گر نبندي زين سخن تو حلق را    آتشي آيد بسوزد خلق را  حلق يعني سخن و حلق ابزار سخن گفتن است .

5 ـ دستم درد مي كند . دست از كتف تا نوك انگشت است و حتماً جزئي از دست درد مي كند نه همه ي دست .

6 ـ قصد خون او را دارد . خون يعني كشتن و كشتن همراه با آمدن خون است .

17 ـ كنايه :

   اگر شاعر يا نويسنده جمله يا عبارتي را در كلام خود بياورد و منظور او ظاهر كلام نباشد ؛ بلكه به معنيِ معني توجه داشته باشد كه معمولاً همراه با استدلال است . لازم به ذكر است كه معني ظاهري كلام هم ممكن است درست باشد ولي منظور گوينده معني دروني كلام است مانند :

 ـ فلاني ريش سفيد است . يعني با تجربه است در حالي كه معني ظاهري هم درست است ولي با استدلال مي فهميم كه هر ريش سفيدي حوادث زيادي را تحربه كرده است و باتجربه است .

 ـ هنوز دهنش بوي شير مي‌دهد . يعني بچه و كم تجربه است . مي دانيم زماني دهن بوي شير مي دهد كه انسان بچه باشد و نشان بچه بودن بوي شيري  است كه از دهان مي‌آيد .

 ـ او بسيار سرافكنده شد . يعني شرمنده شد . وقتي كسي به خاطر كاري خجالت بكشد ، معمولاً سرش را پايين مي‌اندازد .

18 ـ واج‌آرايي :

  اگر يك واج ( صامت يا مصوت ) در يك بيت يا مصراع يا سخن تكرار شود و باعث يك نوع موسيقي در كلام باشد ، واج‌آرايي نام دارد . واج آرايي صامت ها بهتر از مصوت هاست .

  « رشته‌ي تسبيح اگر بگسست معذورم بدار    دستم اندر ساعد ساقي سيمين ساق بود » ـ حافظ س

 « شب است وشاهد و شمع و شراب و شيريني   غنيمت است چنين شب كه دوستان بيني » سعدي ش

 « زين بي‌خردان سفله بستان    دادِ دِلِ مردمِ خردمند » ـ بهار د وـِ

19 ـ حس آميزي :

 آميختن دو يا چند حس را باهم حس‌آميزي مي‌گويند . مانند :

 ـ خبر تلخي را شنيدم . خبر را با گوش مي شنويم ولي تلخي را مي چشيم .

ـ نجواي نمناك علف ها را مي‌شنوم ـ سپهري  نجوا را مي شنويم ولي نمناكي را لمس مي كنيم .

ـ روشني را بچشيم ـ سپهري آميزش دو حس بينايي ( در روشني ) و چشايي ( در بچشيم )

20 ـ اغراق ( مبالغه ، غلو ) :

 در كتاب دبيرستان هر سه نوع بالا را اغراق مي‌گويند ولي هر كدام حوزه‌ي متفاوتي دارد :

  ـ مبالغه : زياده روي در بيان يك چيز به گونه اي كه از نظر عقل و عادت ممكن باشد :

      من شبانه روز به تو فكر مي كنم . ممكن است اتفاق بيفتد و عقل هم مي پذيرد .

ـ اغراق : زياده روي در بيان يك چيز كه عقلاً ممكن است ولي عادتاً ممكن نيست :

    او مي تواند ده هزار كيلو وزنه را با دو دست بالا ببرد . شايد كسي وجود داشته باشد كه چنين كند                       ولي تا حالا كسي را با چنين قدرت نديده ايم .

ـ  غلو :

  زياده روي در بيان يك چيز به حدي كه نه عقل آن را بپذيرد و نه در عرف چنين چيزي امكان داشته باشد :

   شود كوه آهن چو درياي آب      اگر بشنود نام افراسياب  

      كه عقلاً و عادتاً ممكن نيست ؛ زيرا اگر چنين بود ديگر نيازي به كارخانه‌ي ذوب آهن نبود !

21 ـ حسن تعليل :

   هر معلولي در اين دنيا علتي دارد كه عقل و علم آن را مي‌پذيرد . اگر نويسنده براي يك معلول علتي ادبي نه علمي و تجربي ، بياورد از آرايه‌ي حسن تعليل ( آوردن علت نيكو ) استفاده كرده است :

   نه خلاف عهد كردم كه حديث حز تو گفتم     همه بر سر زبانند و تو در ميان جاني  ـ سعدي مي‌گويد اگر سخن از ديگري گفتم بد عهدي نكردم زيرا نام همه بر سر زبان است و نام تو در درون دل

گويي بط سفيد جامه به صابون زده‌ست     كبك دري ساق پا در قدح خون زده‌ست  ـ منوچهري مي‌گويد مرغابي به اين خاطر سفيد است كه لباسش را با صابون شسته است و ساق پاي كبك به اين خاطر سرخ است كه  داخل كاسه‌ي خون شده است .

 

انواع اضافه : دو نمونه از تركيب هاي اضافي را در مطالب قبل گفتم . براي تفهيم بهتر همه را در يك جا بررسي مي كنيم . البته لازم به ذكر است كه در كتاب زبان فارسي دوم دو نوع اضافه را شناخته ايم كه عبارتند از اضافه هاي تعلقي و غير تعلقي . ولي چون خيلي كلي است ، جزء به جزء بررسي مي‌كنيم :

1 ـ اضافه‌ي توضيحي : وقتي است كه انواع يك كل بيان مي‌شود مانند : كتاب رياضي كه يك نوع از كتاب رياضي است .

2 ـ اضافه‌ي تشبيهي : كه رابطه‌ي شباهت را مي رساند و همان طور كه گفته شد معمولاً مضاف مشبهٌ‌به و مضافٌ اليه مشبه است : درياي غم  يعني غمي كه مانند درياست

3 ـ اضافه‌ي استعاري : كه همان استعاره‌ي مكنيه در شكل مضاف و مضافٌ اليه است و در آن معمولاً مضافٌ‌اليه همان مشبه تشبيه است كه مشبهٌ‌به آن حذف شده و مضاف يكي از لوازم مشبهٌ‌به محذوف است كه همراه مشبه آمده است : دست غم كه غم مانند انساني است كه دست از لوازم انسان است كه همراه مشبه آمده است . يا كنگره‌ي كبريايي كه كبريايي مانند قصر يا قلعه اي است كه كنگره از لوازم قصر يا قلعه است و همراه مشبه ( كبريايي ) آمده است .

4 ـ اضافه ي تخصيصي : كه معمولاً مضاف به مضافٌ‌اليه اختصاص دارد و معمولاً رابطه‌ي مالكيت هم برقرار است : كتاب علي يا در باغ يا كلاس مدرسه و ...

5 ـ اضافه‌ي بنُوَّت ( پدر و پسري ) : مانند : حسن علي كه حسن پسر علي است و....

 
[ سه شنبه 31 تیر1393 ] [ 12:49 ] [ حمیدرضا ذوالفقاری ] [ ]

چگونگی پیدایش عدد پی ( 3/14 )

مهندسان هخامنشی راز استفاده از عددپی (3/14) را دو هزار و 500 سال پيش كشف كرده بودند. آنها در ساخت سازه های سنگی وستون های مجموعه تخت جمشيد كه دارای اشكال مخروطی است، از اين عدد استفاده ميكردند...

عدد پی( ۳.۱۴)در علم رياضيات از مجموعه اعداد طبيعی محسوب می شود. اين عدد از تقسيم محيط دايره بر قطر آن به دست می آيد. كشف عدد پی جزو مهمترين كشفيات در رياضيات است. كارشناسان رياضی هنوز نتوانسته اند زمان مشخصی برای شروع استفاده از اين عدد پيش بينی كنند. عده زيادی، مصريان و برخی ديگر،يونانيان باستان را كاشفان اين عدد می دانستند اما بررسی های جديد نشان می دهدهخامنشيان هم با اين عدد آشنا بودند.

«عبدالعظيم شاه كرمی» متخصص سازه و ژئوفيزيك و مسئول بررسی های مهندسی در مجموعه تخت جمشيد در اين باره،گفت: «بررسی های كارشناسی كه روی سازه های تخت جمشيد به ويژه روي ستون هاي تختجمشيد و اشكال مخروطي انجام گرفته؛ نشان مي دهد كه هخامنشيان دو هزار و 500 سال پيش از دانشمندان رياضی دان استفاده می كردند كه به خوبی با رياضيات محض و مهندسی آشنابودند. آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسايی كرده بودند.» .. 

دقت و ظرافت در ساخت ستون های دايره ای تخت جمشيد نشان ميدهد كه مهندسان اين سازه عدد پی را تا چندين رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمی در اين باره گفت: «مهندسان هخامنشی ابتدا مقاطع دايره ای را به چندين بخش مساوی تقسيم می كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسيم شده، هلالی معكوس را رسم می كردند. اينكار آنها را قادر می ساخت كه مقاطع بسيار دقيق ستون های دايره ای را به دست بياورند. محاسبات اخير، مهندسان سازه تخت جمشيد را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها، فشاری كه بايد ستون ها تحمل كنند و توزيع تنش در مقاطع ستون ها ياری ميكرد. اين مهندسان برای به دست آوردن مقاطع دقيق ستون ها مجبور بودند عدد پی را تاچند رقم اعشار محاسبه كنند.»

هم اكنون دانشمندان در بزرگترين مراكز علمی و مهندسی جهان چون «ناسا» برای ساخت فضاپيماها و استفاده از اشكال مخروطی توانسته اند عدد پی را تا چند صد رقم اعشار حساب كنند. بر اساس متون تاريخ ورياضيات نخستين كسی كه توانست به طور دقيق عدد پی را محاسبه كند، «غياث الدين محمدكاشانی» بود. اين دانشمند ايرانی عدد پی را تا چند رقم اعشاری محاسبه كرد. پس از اودانشمندانی چون پاسكال به محاسبه دقيق تر اين عدد پرداختند. هم اكنون دانشمندان بااستفاده از رايانه های بسيار پيشرفته به محاسبه اين عدد می پردازند.

شاه كرمی با اشاره به اين موضوع كه در بخش های مختلف سازه تخت جمشيد، مقاطع مخروطی شامل دايره، بيضی، و سهمی ديده می شود، گفت: «به دست آوردن مساحت، محيط و ساخت سازه هايی با اين اشكال هندسی بدون شناسايی راز عدد پی و طرزاستفاده از آن غيرممكن است.»

داريوش هخامنشی بنيان گذارتخت جمشيد در سال 521 پيش از ميلاد دستور ساخت تخت جمشيد را می دهد و تا سال 486بسياری از بناهای تخت جمشيد را طرح ريزی يا بنيان گذاری می كند. اين مجموعه باستانی شامل حصارها، كاخ ها، بخش های خدماتی و مسكونی، نظام های مختلف آب رسانی و بخش های مختلف ديگری است.

 

[ سه شنبه 31 تیر1393 ] [ 12:8 ] [ حمیدرضا ذوالفقاری ] [ ]

یک کیلوگرم = 1000 گرم

برای تبدیل کیلوگرم به گرم عدد مربوط را در1000 ضرب می کنیم .

برای تبدیل گرم به کیلوگرم عدد مربوط را بر 1000 تقسیم می کنیم .

یک متر = 100سانتی متر

برای تبدیل متر به سانتی متر عدد مربوط را در 100 ضرب می کنیم .

برای تبدیل سانتی متر به متر عدد مربوط را بر 100 تقسیم می کنیم .

یک متر = 1000 میلی متر

بزای تبدیل متر به میلی متر عدد مربوط را در 1000 ضرب می کنیم .

برای تبدیل میلی متر به متر عدد مربوط را بر1000 تقسیم می کنیم .

یک متر = 10 دسی متر

برای تبدیل متر به دسی متر عدد مربوط را در 10 ضرب می کنیم .

برای تبدیل دسی متر به متر عدد مربوط را بر 10 تقسیم می کنیم .

یک دسی متر = 10 سانتی متر

برای تبدیل دسی متر به سانتی متر عدد مربوط را در10 ضرب می کنیم .

برای تبدیل سانتی متر به دسی متر عدد مربوط را بر 10 تقسیم می کنیم .

یک دسی متر = 100 میلی متر

برای تبدیل دسی متر به میلی متر عدد مربوط را در100 ضرب می کنیم .

برای تبدیل میلی متر به دسی متر عدد مربوط را بر 100 تقسیم می کنیم .

یک سانتی متر = 10 میلی متر

برای تبدیل سانتی متر به میلی مترعدد مربوط را در 10 ضرب می کنیم .

برای تبدیل میلی متر به سانتی متر عدد مربوط را بر10 تقسیم می کنیم .

یک هکتار = 10000 متر مربع

برای تبدیل هکتار به متر مربع عدد مربوط را در 10000 ضرب می کنیم .

برای تبدیل متر مربع به هکتار عدد مربوط را بر 1000 تقسیم می کنیم .

یک کیلومتر = 1000 متر

برای تبدیل کیلومتر به متر عدد مربوط را در 1000 ضرب می کنیم .

برای تبدیل متر به کیلو متر عدد مربوط را بر 1000 تقسیم می کنیم .

یک لیتر = 1000 سانتی متر مکعب( سی سی )

برای تبدیل لیتر به سانتی متر مکعب عدد مربوط را در 1000 ضرب می کنیم.

برای تبدیل سانتی متر مکعب به لیتر عدد مربوط را بر 1000 تقسیم می کنیم.

یک سی سی = 30 قطره

برای تبدیل سی سی به قطره عدد مربوط را در 30 ضرب می کنیم .

برای تبدیل قطره به سی سی عدد مربوط را بر 30 تقسیم می کنیم .

یک متر مکعب =  1000 لیتر

برای تبدیل متر مکعب به لیتر عدد مربوط را در 1000 ضرب می کنیم .

برای تبدیل لیتر به متر مکعب عدد مربوط را بر 1000 تقسیم می کنیم .

یک متر مکعب = 1000000 سانتی متر مکعب

برای تبدیل مترمکعب به سانتی متر مکعب عدد مربوط را در1000000 ضرب می کنیم .

برای تبدیل سانتی متر مکعب به مترمکعب عدد مربوط را بر1000000 تقسیم می کنیم .

[ سه شنبه 31 تیر1393 ] [ 11:57 ] [ حمیدرضا ذوالفقاری ] [ ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

با سلام امیدوارم مطالب این وبلاگ برای دانش آموزان و اولیا و همکاران عزیز مفید واقع شود .
لینک های ویژه
امکانات وب







استخاره آنلاین با قرآن کریم


فال حافظ



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب